من تا کی باید بشینم پای قولای طلائیت
می دونی چقد گذشته از زمون آشنائیت
ما تا کی باید بخونیم واسه همدیگه لالایی
کی میاناز سفر دور روزای خیلی طلایی
من تا کی باید نخوابم حتی با ستاره چیدن
انگار از ما خیلی دوره قصه بهم رسیدن
آخرین وعده تو دیشب رو طاقچمون گذاشتم
اما راستش اشتیاق روز اول رو نداشتم
اولین قولت یادت هست که می ریم کنار دریا
می خورن حسرتمونو همه مردم دنیا
یادته اون روز می گفتی می شینیم با هم تو قایق
انقدر دوسم داری که هی بهم می گی شقایق
یادته می گفتی با هم شبا می ریم زیر بارون
انقد عاشق که تموم شه غصه لیلی و مجنون
یادته روزای اول دنیا رو واسم می خواستی
می شه تو یادت نباشه جون من یادته راستی؟
وعده هات روزای اول منو برد اون ور خورشید
من شدم همون کسی که واسه تو ستاره می چید
تو شدی اون که با اسبش اومد از اون ور ابرا
من شدم تشنه تشنه یه تابستون توی صحرا
گفته بودی آسمونو میاری میدی به دستم
گفته بودی که پشیمون نمی شم واست نشستم
گفته بودی با نوازش می زنی موهامو شونه
گفتی عاشقی اینه که بگیرم واست بهونه
یادته می گفتی تنها قدرمو خودت می دونی
گفتی که من نباشم تو سر قولت می مونی
گفتی مه باید تموم شه خیلی زود درد جدایی
گفتی دیوونمی اما راست بگو حالا کجایی؟
فرصت خوبیه شب که بشینیم دعا کنیم
نیازا و نذرای نداده رو ادا کنیم
هرچی کردیم و نکردیم بنویسیمش یه جا
سه چهار روز دیگه یه بار بهش نگاه کنیم
دلامون بد جور اسیر عصر آهنی شدن
واسه زخم این غریبی طلب شفا کنیم
نمی دونم قصه کندن گل رو یادت هست یا نه؟
اصلا بذار یه جور دیگه شروع کنم.
قصه ما مثل یه سراب بود
از دور دوستت دارم ها و ابراز علاقه ولی از چند قدمی هـــــــــیــــــــــــچ!
آخه کی فکرش و می کرد مائی که با هم بودیم
تو روزای بی کسی دست همو رها کنیم
من به تقدیر اعتقاد ندارم چرا که به نظر من هر کسی خودش تقدیرش رو رغم میزنه
مهربونی همیشه نمی مونه امانته
نکنه تو حفظ این امانتا خطا کنیم
می دونی خیلی سخت که آدم مقصد خودشو ندونه مخصوصا برای من
خودم مونده بودم با چه کسی طرف شدم
ما از اون دو بیت سعدی که بلد بودیم یه عمر
چی می دونیم به جز اینکه کمی ادعا کنیم
ولی اگه واقعا دنبال جواب می گردی باید بهت بگم که جواب همه سوال ها توی دل آدم پنهان شده
فقط باید به خودمون زحمت بدیم و پیداش کنیم.
میلاد مسیح بر همـگـــان مـــبـــارک
می خوام از تو بنویسم قلمم نمی نویسه
کاغذ نامه دیشب هنوز از اسم تو خیسه
وقتی از تو می نوشتیم خونه هامون برکت داشت
ثابته میگن ستاره با تو انگار حرکت داشت
اسم تو وقتی می اومد دریاها وایساده بودن
کهکشونا واسهتعظیم پیش تو آماده بودن
یکی بود دوتا شدیم و بقیه هنوزنیومدن
عمر عاشقی سر اومد چقدر آدما حسودن
یه روزی من که نبودم اومدن قلب تو رو بردن
چشات از بس ساده بودن گول اون حرفارو خوردن
آخرین باری که دیدم توی چشمات خط خطی بود
جای خال تو شهر گونه ت عکس بی معرفتی بود
با نگات واسم نوشتی دیگه از عشق خبری نیس
قبل از اون فهمیده بودم توی چشمات اثری نیس
روز سرمای نگاهت داغه مثل روز برفی
نه اشاره ای نه مکثی نه تبسمی نه حرفی
چشم تو تنها با من با تموم دنیا بد بود
اون که قلب تورو دزدید کارشوچه خوب بلد بود
چه کنم شبا که سر و صداها کم رنگ می شه
بیشتر از روزا دلم برای تو تنگ می شه
دوس دارم دیگه بیای منو از اینجا ببری
با نگاهت منو تا اون ور دنیا ببری
دوست دارم بدون قایق بیای اما مهربون
دسمو بگیری و تا لب دریا ببری
داره زمستون می شه اما تو هنوز نیومدی
وعده دادی که منو تا شب یلدا ببری
نکنه رای تو رو شکوفه های سیب زدن
نکنه موندی که من رو نبری یا ببری
خواب دیدم حرفا و هدیه هامو پس فرستادی
دوس داری قیمت منتارو بالا ببری
این تویی همون کسی که واسه من نوشته بود
خواب نداری تا منو اون ور ابرا ببری
من ساده رو بگو دلو سپردم دست تو
سرنوشتمو دادم به دست تو تا ببری
گریه کن عزیزم اما نه فقط واسه خودت
واسه اینکه نمی شه دیگه بیام تولدت
گریه کن جداییا مارو رها نمی کنن
آدما انگار برای ما دعا نمی کنن
گریه کن حالا حالا ازهم باید جدا باشیم
بشینیم منتظر معجزه خدا باشیم
گریه کن منم دارم مثل تو گریه می کنم
به خدای آسمونامون گلایه می کنم
گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد
این همه پرنده رد شده مرغ آمین نیومد
گریه کن واسه شبایی که بدون هم بودیم
تنهایی برای سنگینی غصه کم بودیم
گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداش
دلای من و تو که به فردا امیدی نداش
گریه کن فکر کن دلیلی ندارم فقط همین
واسه فاصله که از آسمونه تا زمین
گریه کن سبک می شی روزای خوب یادت میاد
گرچه که تو تقویمامون نیستن اون روزا زیاد
گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد
واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد
گریه کن برای اون دلایی که چینی بودن
بی وفایی یا که دیدی به چه سنگینی بودن
گریه کن برای لحظه هایی که تلف شدن
گلای که ما چیدیمشونو علف شدن
گریه کن برای نقشه ها که مهتابی بودن
برای عاشقای ما که قلابی بودن
گریه کن برای رویایی که قسمت نمی شه
یه شبم سر خدا واسه ما خلوت نمی شه
گریه کن برای خوابا که فقط یه خواب بودن
واسه آرزوهامون که همشون حباب بودن
گریه کن واسه خوشی هایی که نازل نمی شن
واسه اون دیوونه ها که دیگه عاقل نمی شن
گریه کن برای اولا که عاشقونه بود
حال هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود
گریه کن از یادمون رفتش و اسفند نزدیم
دستمون تو دست هم بودشو لبخند نزدیم
گریه کن چون اون روزامون دیگه تکرار نمی شه
دلامون به سادگی حاضر به اقرار نمی شه
گریه کن غرور واسه دیوونگی یه سد شده
مرغ آمین دیده این صحنه رو تندی رد شده
گریه کن بذار تموم عقده هات شسته بشه
حق داره آدم یه وقتا از خودش خسته بشه
گریه کن واسه همه واسه خودت برای من
توی بارونی ترین ثانیه حرفاتو بزن
گریه کن تا آینه شه باز اون چشای روشنت
واسه موندن لازمه فدای گریه کردنت