صد تا ستاره قشنگ پیشکش چشم روشنت
چقد گلا که وا می شن موقع خنده کردنت
بین دو تا یلدای ما افتاد یه دنیا فاصله
همش غمو دلواپسی همش بدی همش گله
تو نیستی مثل اون روزا بگو برم یا بمونم
فکر نکنی ناز می کنم جوابشو نمی دونم
کتاب که از تو نمی خوام یکی دو خطی بنویس
خسته شدم از این هوای ابری و چشمای خیس
حساب چشمای تو از تموم خورشیدا جداس
نذار که این بارم بگم جواب نامه با خداس
عاشقی که اجباری نیس دوسم نداشته باش ولی
یه جور بهم نشون بده صاحب لحن مخملی
تا صبح شب یلدا بیداری را پاس داریم
به قدر هر چه گل دیدم مرا آزار کردی تو
خیانت را دوباره در دلم تکرار کردی تو
عجب دیوانه بودم من که بستم دل به چشمانت
و کار قلب این دیوانه را دشوار کردی تو
چقدر از التماسم پیش مردم آبرویم رفت
چقدر این چشم ها را پیش مردم خوار کردی تو
شنیدم بارها با دیگران بودی ولیکن حیف
شهامت مال هر کس نیست پس انکار کردی تو
چقدر اشعار زیبایی برایم خواندی و گفتی
و بازی با دل بیمار من بسیار کردی تو
شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی
و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو
دلم میخواست عکست پیش من باشد نشد زیرا
مرا در دادن هرچه که بود اجبار کردی تو
نمی بخشم تو را او را و هرکس را که بد باشد
خدایم خود تلافی می کند هر کار کردی تو
نمی بایست نفرین آخـــر پیمان ما باشد
مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو
دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم
تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو
چه حسنی داشت درد این شکست تلخ می دانم
مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو
سلام کسی که تو دلم درخشید
من دیگه دوستت ندارم ببخشید
بهتره که نپرسی علتش رو
چون که خودت ندادی فرصتش رو
بهتره این نامه آخر باشه
فکر کنم این واسه ما بهتر باشه
من واسه کسی که دوس ندارم
نمی تونم شاخه گل بیارم
نمی تونم صداش کنم عزیزم
روزای خوبمو به پاش بریزم
بین تو و اون روزا کلی فرقه
تو آسمونت پر رعد و برقه
نه مهربونی نه واسم می خندی
هر دری رو من می زنم می بندی
کو اون همه شعرای عاشقونه
کی بود بهم می گفت سلام بهونه
نه صحبت از سلام بهونه ای نیس
پرنده اینجاس ولی دونه ای نیس
خواستی فقط صاحب یه قفس شی
بری و با دیگری همنفس شی
خواستی بگی می شه تو دام بیفتم
بعدش بگی دیدی بهت نگفتم
از چشمم افتادی نازنینم
دوست ندارم دیگه تو رو ببینم
اون کسی که دم می زد از حسادت
اگه بمیرم نمیاد عیادت
منم می خوام اتمام حجت کنم
خیال هر دو مونو رو راحت کنم
اگه دلت همین حالا بشکنه
بهنر از آوارگیای منه
من کسی رو می خوام که عاشق باشه
اول و آخرش شقایق باشه
من کسی رو می خوام که آینه و شمدون
بندازه اونو یاد عکس مجنون
من کسی و می خوام که نیس مث تو
پشیمونم دوست ندارم بــــــــــــــــــــرو...