روی هرچی دست گذاشتم یکی زودتر اونو برده
روی سرنوشتم انگار مُهر این حادثه خورده
همیشه بهم می گفتن تو دوباره دیر رسیدی
دوباره شکست و تاخیر با یه دنیا نا امیدی
گلی رو که من می خواستم یکی قبلا چیده بودش
قبل من یکی به مقصد همیشه رسیده بودش
نیمکتِ رو به بلوطا شد مال یه کس دیگه
آخه دیر رسیده بودم اینو یه پرنده میگه
قبل من یکی طلسم قلعه دورو شکسته
حالا رفته توی قلعه خوش و بی غصه نشسته
هدیه ای که دیده بودم قبل من یکی خریده
من همون مسافرم که به تِرَن، باز نرسیده
دوستان عزیز شب یلدای خوبی رو براتون آرزو دارم
به همتون خوش بگذره
مــــــــــــــــیــــــــــــــــنــــــــــــــا
وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این روزو تو این ماه
از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با یه گریه ساده به دنیا بله گفتی
الهی تا همیشه عزیز همه باشی
از اون چشمی که می خوای الهی که نیفتی
مــــیــــــنـــــا جان تولدت مبارک
امیدوارم سالیان سال در کنار عشقت شاد باشی
تقدیم به داداشی گلم
هنـــــگــــــــامـــــه
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنيا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی
به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته حاضری دنيا بد بشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه
قيد تموم دنيا رو به خاطر اون می زنی
خیلی چیزا رو می شکنی تا دل اونو نشکنی
حاضری که بگذری از دوستای امروز و قديم
اما صداشو بشنوی شب از ميون دوتا سيم
حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو
حاضری هرچی دوست نداشت به خاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی
حاضری حرف قانونو ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات
آره داداشی قربون قلب باوفات
کلبه هنگامه
غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم
حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره می شمارم
تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشمه مو
سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو
اگر بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی
من تو خیال تو بودم تو ،تو خیال من بودی
کاش که میون من و تو،تو اون روزا حصار نبود
هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود
انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی
منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی
یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده
نمی شه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده
تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته
انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته
تقصیر هر دومون بوده ما عشقو نشناخته بودیم
فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم
باید یکی از ما دوتا غرورو می گذاشت زیر پا
آروم به اون یکی می گفت یه عاشق واقعی باش
جدایی دسای ما یه اتفاق ساده نسیت
سواره هرگز با خبر از غصه پیاده نیست
توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت
حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت
حالا که من تنها شدم قدر چشاتو می دونم
ولی نمی شه کاری کرد همیشه تنها می مونم
کاش توی دنیا هیچ کسی قربونی غرور نشه
راه دوتا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه
می دونی از وقتی رفتی از کنارم
هر دقیقه ابر می شم واست می بارم
از تو که رفتی زپیشم
تا ابد برات می خونم
من که یادگارم از تو
تا ابد برات می مونم
ولی ای کاش تو بدونی
من دارم بی تو می میرم
بعد مرگم جون میگیرم
اگه باز تو رو ببینم
می دونی گریه می کردم
وقتی رفتی از کنارم
((حس می کردم دیگه قلبی هم ندارم))
سر خاکت همیشه وقتی می شینم
تو رو تو آسمونا با خود می بینم
ولی هیچ وقت نمی فهمم کی تموم میشه جدایی
ولی باز باهات می مونم که نگی تو بی وفایی
این روزا غم دیگه همدمم شده
با وفاستُ مونس دلم شده
قول داده منو بیاره به کنارت
آخه اون شکارچی جونم شده
AtousA
به خاطر من بخواب چشماتو رو هم بذار
تو گــُلدون سفالیت گلای مـریم بذار
بذار که عطر این عشق بیفته دست نسیم
بذار همه بدونن آخر به هم می رسیم
عزیزای دلم
این دریا که به قول شما خیلی زیباست
واسه من خیلی زشت و نامرده
دریا عشق منو غرق کرده دریا همه چیز منو ازم گرفته
دریا خیلی بی وفاست
شما هم اگر جای من باشید حالتون همین...
نفرین خدا بر من
نفرین من بر دریا
سرم درد می کند
دستمالی به من دهید
تا ببندم آن را
و بیاویزم خود را از سقف
آتوسای من دلم برات یه ذره شده
You know every thing's happen in my heart
You know my story
The fall is coming and leafs will be falling
So dont leave me alone
تو از آنچه در قلبم بگذرد آگاهی
تو قصه ام را میدانی
پاییز می آید و برگها خواهند ریخت
پس هرگز تنهایم نگذار
Remember Me My
تمام باران های نیامده را خواهم گریست
تا شاید بوته انتظار به جوانه بنشیند
نفرین بر دریا
تا قیامت نفرینت می کنم
امیدوارم خشک شوی تا دگر نتوانی عشق یه عاشق را غرق کنی
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت
دعـــا کردم
عمر کوتاه مرا مهلت بسیار گذشت
فرصت از دست شد و کار من از کار گذشت
ای که از کوچه تنهایی ما میگذری
گوش کن ناله من از سر دیوار گذشت
سر لوحه دفتر معانی عشق است
سر بیت قصیده جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است
۱ آبان یادتون هست؟
تنها کسی که به من تولدم رو تبریک گفت فقط
مهشید بود
هرکاری براش بکنم کم کردم.
بنیامین دوست عزیزم بابت آهنگ قشنگت ازت خیلی ممنونم
پارتی مهشید وقتی با ارکس تو باشه چی میشه...
پیام تبریک بنیامین:
مهشید عزیز تولدت مبارک
تمام شادی ها وخوبی ها را برایت آرزو دارم
دوستان عزیز
بعد از تولد مهشید آپ می کنم
می دونم که از آپ جدید خوشتون میاد
اگر دوست داشتید به مهشید تبریک بگید
در تالار گفتمان منتظر پیام تبریک شما عزیزان هستم
ارادتمند شمــا:
Dj Hossein Lover
اون یکی رو جز من داشت!
دلم
از همتون گرفته
از خدا از آدما
از هرچی آدم بی وفاست...
چرا نگریم؟
چرا ننالم؟
خدایا تو چرا؟
تو چرا بی وفا شدی؟
تو چرا با من قهر کردی؟
خدا دیگه ازت شاکی نیستم.
بکش منو راحتم کن.
بی وفا بکش منو
طاقت بی وفایی تو رو ندارم خدا
نفرین به روزگار
وقتی رفتی قلبم ایستاد سر کوچه خیالت
یکی گفتش بی خیال شو حیف اون اشک زلالت
وقتی رفتی شعر٬اشک رو من برای تو سرودم
آخه من جز یه عروسک واسه تو هیچی نبودم
وقتی رفتی گریه کردم همصدا با ساز بارون
یادم اومد که میگفتی حاضری واسم بدی جون
وقتی رفتی همه گفتن قسمتت نبود عزیزم
ولی از عشق و علاقم به تو یک ذره نشد کم
تا قیوم قیامت
تنها یا خداست یا حیوان
((خدا که نمی تونید باشید پس حیوان هم نباشید))
خدا جون کاری بکن تنها بمونه
تا که عاشق باشه و بشه دیوونه
تقدیم به مهشید عزیزم
تا بی کران واژه عشق دوستت دارم
تکیه کردم به غرورم تا دیگه از پا نیوفتم...
الهی که بمیری و دیگه فراموشت کنم
دلم میخواد همین روزا با گور هم آغوشت کنم
بسته دیگه چقدر دروغ میخوای بگی به این دلم
نگو دیگه دوستم داری نذار دیگه سر به سرم
در این سکوتهای بی فرجام فقط آه است و درد وسکوت
اینجا همان قلعه سکوت است
اینجا همان جاست که غم همیشه ضیافتی دارد
اینجا آن دهکده خاموشی است که کلاغهای سیاه بی مهری در آن لانه کرده اند.
Nemikhamet Dige Bivafa.Blogfa.com
سکوتی در اتاق ساکن است و من دنبال کوچک ترین صدا هستم تا بتوانم با آن حتی یک لحظه از این قفس رهایی یابم.
من غرق در تنهایی هستم.
کسی سکوت را می شکند:
پس چرا روز نمی شود؟
چرا روشنایی نمی آید؟
این صدای کسی نسیت جز دلم!